پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

110

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

پر از ذكر خداست و از اين جهت كه خدا ، با آن ، در حافظه حاضر مىشود ، چه كلام اوست . و بالأخره ، ذكر معنى « امّ الكتاب » نيز مىدهد ، يعنى كتاب نمونه‌اى كه نزد خداست و شامل تسلسل وقايع خلقت تا آخرين « ساعت » است . اين كتاب « امام » نيز ناميده مىشود ، زيرا همهء كتابها گنجيده در آن و برآمده از آن‌اند ، درست مانند عمل آدميان ، كه چنان كه گفتيم ، « امام » فعل مخلوقات ديگر است كه تابع آدمىاند . خوف - رجا ( برگ 58 ب - 59 ب ، 76 ب ) كلمهء « خوف » تعبير دلى است كه بر اثر اضطراب از جا مىجهد و تعادل خود را از كف مىدهد . معمولا دل آرام و كاملا در جاى خويش است ؛ ولى هنگامى كه رنجى عارض روح مىشود ، دل خود را در تنگنا احساس مىكند ، آشفته مىشود و از جا مىجهد ، گويى مىخواهد از چيزى كه روح را رنجه مىدارد بگريزد . به عكس ، هنگامى كه روح احساس خشنودى مىكند ، دل در جاى خود در آرامش است . بنابراين خوف به معنى « فزع » ( هراس ) است . با اين همه ، كاربرد اين دو كلمه متفاوت است . در « فزع » ، تعبير فرار هست ( الفزع صورته النفّار ) يا بهتر بگوييم « فزع » به صورت فرار خودنمايى مىكند ؛ و به همين سبب است كه دربارهء مؤمن نمىگويند كه او در برابر خدا احساس « فزع » مىكند ، زيرا مؤمن از خذا نمىگريزد ؛ بلكه از مخلوقات به‌سوى خدا مىگريزد ، يا از كيفر خدا مىگريزد . انسان در برابر خدا ، احساس خوف مىكند . ترمذى انديشهء خود را بيش از اين توضيح نمىدهد . ترمذى ، پس از مقاتل ، چنين مىافزايد كه در بعضى آيات ، « رجاء » معنى « خوف » به خود مىگيرد ، زيرا خوف و رجا ، از جهت بدنى ، به صورت واحدى بر دل عارض مىشود . رجاء چيست ؟ رجاء ( جمع آن « ارجاء » ) ، از جهت مادّهء كلمه ، به معنى حدود يك سرزمين است . دلى كه اميد دارد دلى است كه روى به چيزى دارد ، مانند هنگامى كه گردن مىكشيم تا چيزى را ببينيم ؛ بنابراين ، تمايل به جانبى است و از دست دادن تعادل است ، چنان كه گويى چيزى كه دل بدان اميد دارد آن را از جاى خود بيرون مىكشد . و اما اين حركت از جاى شدن دل ، چنان كه گفتيم ، در خوف نيز صورت مىگيرد . و اين توجيه مىكند كه چرا در قرآن دو كلمهء « خوف » و « رجاء » گاه به جاى يكديگر به كار مىرود : به اين ترتيب الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا ( كسانى كه به ديدار ما اميد ندارند ، يونس ، 7 ) را مىتوان « كسانى كه از ديدار ما بيم‌ندارند » ترجمه كرد ، زيرا در هر دو مورد صورت دل يكسان است ( تشابه صورتيهما على القلب ) : در يكى ، از جاى شدن دل ناشى از كشيده شدن آن به چيز مطلوب است ، و در ديگرى ناشى از تنفّر .